1-افکار غتیقه اش را، خودش قاچاق می کرد!
2- تا به"دنیا" چشبید، امر به معروف شد!
3- با افکار"بیدار"ام، چرت می زنم!
4- برای اینکه خودش را گم نکند، همیشه دست خودش را می گرفت!
5- برای "جلب" مشتری، در ویتری مغازه پلیس گذاشتم!
6- عمر کوتاه اش، چون باد، در رفت!
7- برای مهمانی دعا می کنم که خبرش، قبل از خودش برسد!
8- برای اینکه آدم کلفتی بشود، "دولا" شد!
9- وقتی به دروازۀ شهر می رفت، من هم در منطقۀ جریمه می ایستادم!
10- جرّاح، بزرگ بینی اش را عمل کرد!
11- بدون خواندن صیغه، وقت اش را گرفتم!
12- در تصادف اتومبیل با "جدول"، واژه ها به هم ریختند!
13- برای"عرق" ریختن، بیمزه در آفتاب می ایستاد!
14- اتاق کوچکی داشت، با" نشیمنی" بزرگ!
15- برای"عملی"سرپایی، به دستشویی درمانگاه رفت!
16- وقتی روی پایش افتادم، پایش شکست!
17- برای"کشیدن" یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!
18- چون روباه صفت بودم، نتوانست شیر ام کند!
19- "تار" سبیل ام را، با دنبه"کوک" می کنم!
20- وقتی ماشه را"چکاندم"، قطره قطره روی سیبل ریخت!
21- نهال برای"ریشه زدن"، خواب تبر می دید!
22-تا"هدایت" شد، خودکشی کرد!
23- در باغ گیاهان دارویی، نسخه اش را"پیچیدم"!
24- وقتی مُخ اش را"می زدم"، مخچه اش گریه می کرد!
25- تا از"پا درآوردم اش"، همه چشم هایشان را درویش کردند!
26- مشت زیر چشمش کاشتم، تا بادمجان برداشت کند!
27- پیش از آنکه باد مو هایش را شانه کند، کمپرسور را خاموش کردم!
کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو...ما را در سایت کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52